تبليغاتX
ღღدنیای پراز عشقღღ
تنهای در غروب ساحل
 

 

http://bito-tanham2.blogfa.com/

این وبلاگ جدید منه هر کسی میخواد نظر بده بیاد

واین وبلاگم تا بتونم به نظراتوشون

رسیدگی کنم از همه ممنونم

موفق وشاد باشین

خداحافظ

  




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 14:2 توسط ..:: تنها ::..

به نام خداوند جهان آفرین

سلام خوبین امیدوارم حالتون خوب باشه من میخواستم بگم  که میخوام برای

همیشه این وبلاگ رو تعطیل من اون دفعه پستت خداحافظی پاک کردم ولی

این دفعه میخوام برای همیشه خداحافظی کنم وهم دیگه اصلا آپ نمیکنم

وهم دیگه اگه بشه حذفش هم میکنم از همتون ممنونم که بهم سر زدین

وهم نظراتون رو همیشه در مورد آپم میگفتین از همتون خیلی زیاد ممنونم

وهم خیلی زیاد تشکر میکنم اگه هر کسی بدی از من دیده منو ببخشه وهم

برای همتون ارزوی موفقیت دارم در هر کجایی دنیا هستین خیلی ازتون سپاس

گذارم مرسی ممنونم  خب من دیگه برم خیلی ممنونم خیلی زیاد موفق باشین

                                                           خداحافظ همتون




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 18:52 توسط ..:: تنها ::..

چه می شد گر دل آشتفه من

به شهر چشم تو عادت نمی کرد

و ای کاش از نخست آن چشم هایت

مــرا آواره غـربت نـمی کرد

چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت

میان راز چشمان تو می ماند

تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ

ز باغ دیده ات هجرت نمی کرد

تمام سایه روشن های احساس

پر از آرامش مهتابیت بود

ولیکن شاعر آیینه ها هم

به خوبی درک این وسعت نمی کرد

زمانی که تو رفتی پاکی یاس

خلوص سبز گلدان را رها کرد

چه زیبا بود اگر را رها کرد

چه زیبا بود اگر از اولین گام

نگاهم با دلت صحبت نمی کرد

تو پیش از آن که در دل پا گذاری

تمام فال هایم رنگ غم داشت

ولی تو آمدی وبعد از آن دل

بدون چشم تو نیت نمی کرد

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 16:56 توسط ..:: تنها ::..

تو یعنی گونه های غنچه ای را

به رسم مهربانی ناز کردن

تو یعنی کوچه باغ آرزو را

به روی گام یاسی باز کردن

تو یعنی وسعت معصوم دل را

به معنای شکفتن هدیه دادن

تو یعنی بوته ای از رازقی را

میان حجم گلدانی نهادن

تو یعنی جستجوی آبی عشق

تو یعنی فصل پاک پونه بودن

تو یعنی چتری از احساس گل را

برای قلب بارانی گشودن

تویعنی قصه ی شوق کبوتر

تو یعنی لذت سبز شکفتن

تو یعنی با تواضع راز دل را

به یک نیلوفر بی کینه گفتن

تو یعنی وسعتی تا بی نهایت

تو یعنی نغمه موزون باران

تو یعنی تا ابد آیینه بودن

برای خاطر دل های باران

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 22:24 توسط ..:: تنها ::..

کاش وقتی زندگی فرصت دهد

گاهی از پروانه ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را

وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش وقتی آسمان بارانی ست

از زلال چشم هایش تر شویم

وقت پاییز از هجوم دست باد

کاش مثل پونه ها پرپر شویم

کاش وقتی چشم هایی ابریند

به خود آییم وسپس کاری کنیم

از نگاه زرد گلدان های مان

کاش با رغبت پرستاری کنیم

کاش دلتنگ شقایق ها شویم

به نگاه سرخ شان عادت کنیم

کاش شب وقتی که تنها می شویم

با خدای یاس ها خلوت کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی

باری از دوش نگاهی کم خویش را

فاصله ها  میان خویش را

با خطوط دوستی مبهم کنیم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 20:31 توسط ..:: تنها ::..

تو با یک جرعه از دریای یادت

میان باغ قلبم جا گرفتی

تو با یک انعکاس نقره ای رنگ

مجال ناز از رعنا گرفتی

تو چون یک هدیه فیروزه ای رنگ

مرا بر قایق رویا نشاندی

وبا یک لطف یک لبخند ساده

مرا به سر زمین عشق خواندی

تو دیوار میان قلب ها را

به رسم آسمانی ها شکستی

وچون حسی غریب و واژه ای سرخ

میان دفتر روحم نشستی

تو دریایی ترین ترسیم یک موج

تو تنها جاده دل تا خدایی

تو مثل شوق یک کودک لطیفی

تو مثل عطر یک گلدان رهایی

تو مثل نغمه موزون باران

به روی اطلسی ها نازنینی

وتا وقتی که روحم مال اینجاست

به روی صفحه دل می نشینی




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 22:36 توسط ..:: تنها ::..

 

 بیادر کوچه باغ شهر احساس

شکست لاله را جدی بگیریم

اگر نیلوفری دیدم زخمی

برای قلب پر دردش بمیریم

بیا در کوچه های تنگ غربت

برای غریبی سایه باشیم

بیا ما نـیز مثل روح باران

به روی یک رز تنها بباریم

بیا در باغ بی روح دلی سـرد

کـمی رویای نیلوفر بکاریم

بیا در یک شب آرام ومهتاب

کمی همصحبت یک یاس باشیم

اگر صد بار قلبی را شکستیم

بیا یک بار با احساس باشیم

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 22:29 توسط ..:: تنها ::..

تو از جنس احساس یک بوته نسرین

تو باچکه های شفق آشنایی

تو سر فصل لبخند هر برگ یاسی

تو تغییر پژواک سرخ صدایی

تو رنگین کمانی زچشمان موجی

تو رمز رسیدن به اوج خدایی

تو در شهر رویاییم کلبه ی دل

تو یک قصه از واژه ی ابتدایی

تو از آه یک ابر مرطوب وتنها

تو بارانی از سرزمین وفایی

ترا مثل چشمان خود می شناسم

اگرچه ز مژگان چشمم جدایی

تو یک جرعه از ژاله چشم یک گل

تو تغییری از وسعت انتهایی

تو گیسوی زرین یک بید مجنون

تو با راز قلب صدف آشنایی

تو امضایی از بال سرخ پرستو

تو یک ترجمه از کتاب صفایی

تو با قایقی از بلور گل یخ

رسیدی به شهری پر از روشنایی

Image hosted by TinyPic.com      Image hosted by TinyPic.com     Image hosted by TinyPic.com




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 16:27 توسط ..:: تنها ::..

می توان در کوچه های زندگی

پاسخ لبخند رابا یاس داد

می توان جای غروب عشق را

به طلوع ساده احساس داد

می توان در خلوت شب های راز

فکر رسم آبی پراوز بود

می توان تا فرصت ادارک هست

با خلوص یاس ها همراز بود

می توان با لهجه سرخ دعا

مدتی با آسمان خلوت نمود

می توان با حرفی از جنس بلور

شوق را باهر دلی دعوت نمود

می توان در آرزوهای کودکی

با حضور یک عروسک سهم داشت

می توان گاهی به رسم یادبود

در دلی یک شاخه نیلوفر گذاشت

می توان از شهر شب بوها گذشت

عابر پس کوچه های نور بود

می توان همسایه مهتاب شد

فکر زخم غنچه  ای رنجور بود

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 16:25 توسط ..:: تنها ::..

بخواب ای دختر آرام مهتاب

ببین گل های میخک خسته هستند

تمام اشک هایم تا بخوابی

میان مخمل چشمم شکستند

بخواب ای پونه باغ شکفتن

گل اندوه امشب زرد زردست

هوا رازرد کرده عطر پاییز

فضای پاک ایوان سرد سردست

بخواب ای غنچه ای بی تاب احساس

فضای شهر شب بوها طلایی ست

بهار سبز عاشق ها خزانست

خزان بیقراران بی وفایی ست

بخواب ای مرغ نا آرام دریا

گل آرامشم تنهای تنهاست

اگر امشب زبی تابی نخوابی

دلم تا صبح درچنگال غم هاست

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 19:25 توسط ..:: تنها ::..

Rotating Heartمی خوام یه قصری بسازمRotating Heart

Rotating Heartپنجره هایش آبی باشهRotating Heart

Rotating Heartمن باشم وتو باشی وRotating Heart

Rotating Heartیک شب مهتابی باشهRotating Heart

Rotating Heartمی خوام یه کاری بکنمRotating Heart

Rotating Heartشاید بگی دوسم داریRotating Heart

Rotating Heartمی خوام یه حرفی بزنمRotating Heart

Rotating Heartکه دیگه تنهام نذاریRotating Heart

Rotating Heartمی خوام  برات ازآسمونRotating Heart

Rotating Heartیاسای خوشبو بچینمRotating Heart

Rotating Heartمی خوام شبا عکس توروRotating Heart

Rotating Heartتو خواب گل ها ببینمRotating Heart

Rotating Heartمی خوام که جادوت بکنمRotating Heart

Rotating Heartهمیشه پیشم بمونیRotating Heart

Rotating Heartازتوکتاب زندگیمRotating Heart

Rotating Heartیه حرف رنگی بخونیRotating Heart

Rotating Heartامشب می خوام برای تو Rotating Heart

Rotating Heartیه فال حافظ بگیرمRotating Heart

Rotating Heartاگر که خوب درنیومدRotating Heart

Rotating Heartبه احترامت بمیرمRotating Heart

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 23:49 توسط ..:: تنها ::..

برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود

یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود

در صفحه ی دلم تو نوشتی صبور باش

قلبم غبار دارد ومعنا نمی شود

بی تو شکست پنجره رو به آسمان

غم در حریم آبی دل جا نمی شود

دریای تو پناه نگاه شکسته است

هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود

می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی

اما بدون تو گلی وا نمی شود

دردیست انتظار که درمان آن تویی

این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 15:24 توسط ..:: تنها ::..

www.tifooses.coo.ir

میان آبشار خاطراتم

کنار بوته ای گل می نشینم

همیشه آرزوکردم که رنگ

نگاه بوته گل را ببینم

همیشه آرزو کردم که روزی

برای لحظه ای نقاش باشم

همیشه آرزویم بوده رویا

ولیکن یک زمان ای کاش باشم

نگاهی سرخ اشکی آسمانی

دوچشمانی به رنگ ارغوانی

ولی من هر نقاشی کشیدم

همه تصویری ازرویای او بود

وشاید چند خطی که نوشتم

همه یک قطره از دریای او بود




لينك ثابت نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 15:16 توسط ..:: تنها ::..

کاش می شد سرزمین عشق را

درمیان گام هاتقسیم کرد

کاش می شدبانگاه شاپرک

عشق رابر آسمان تفهیم کرد

کاش می شد با دوچشم عاطفه

قلب سردآسمان را نازکرد

کاش می شد با پری از برگ یاس

تا طلوع سرخ گل پراوز کرد




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 19:22 توسط ..:: تنها ::..

تو از جنس احساس یک بوته نسرین

توبا چکه های شفق آشنایی

تو سرفصل لبخند هربرگ یاسی

تو تعبیرپژواک سرخ صدایی

تو رنگین کمانی ز چشمان موجی

تو رمز رسیدن به اوج خدایی

تودر شهر رویاییم کلبه ی دل

تو یک قصه از واژه ی ابتدایی




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 19:8 توسط ..:: تنها ::..

تو مثل رازپاییزی ومن رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شدقسم به شب نمی دانم

تو مثل شمعدانی هاپراز رازی وزیبای

ومن درپیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تو دریایی ترینی آبی وآرام وبی پایان

ومن موج گرفتاری اسیر دست طوفانم

تو مثل آسمانی مهربان وآبی وشفاف

ومن در آرزوی قطره های پاک بارانم

تو دنیای منی بی انتها وساکت وسرشار

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 17:11 توسط ..:: تنها ::..

صدایت کردم از ژرفای یک یاس

به لحن آبی ونمناک باران

نمی دانم شنیدی برگشتی

ویااین بار نشنیدی ورفتی

نسیم از جاده های دورآمد

نگاهش کردم وچیزی به من گفت

تو هم درانتظار یک بهانه

از این رفتار رنجیدی ورفتی

عجب دریای غمناکی ست این عشق

ببین با سرنوشت من چها کردی




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 16:31 توسط ..:: تنها ::..

به روی گونه ی تابیدی ورفتی

مراباعشق سنجیدی ورفتی

تمام هستی ام نیلوفری بود

تو هستی  مرا چیدی ورفتی

کنار انتظارت تا سحرگاه

شبی همپای پیچک هانشستم

توازراه آمدی با ناز وآن وقت

تمنای مرا دیدی ورفتی




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 16:9 توسط ..:: تنها ::..

 

سـلام به همگی

امیدوارم که حالتون خوب باشه؟

من از امروز کارمو دراین وبلاگ جدید شروع می کنم

امیدوارم شما عزیزان از کار من خوشتون بیاد

با آرزوی موفقیت همگی

متشکرم

نظریادتون نره

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 14:46 توسط ..:: تنها ::..